چادر پیه

لغت نامه دهخدا

چادر پیه. [ دَ / دُ ] ( اِ مرکب ) پیه رقیقی است چون پرده ای که شکمبه و امعاء دقیق یا معده و امعاء را پوشیده است و آن از فم معده آغاز کند و به معاء قولون منتهی گردد و آن چون آستر صفاق و ابره معده است. ( بحر الجواهر ). ثرب؛ پیه تنک بالای شکنبه و روده. ( منتهی الارب ). خلم؛ پیه روده های گوسپند. ( منتهی الارب ). عثل؛ چادر پیه بالای روده و شکنبه گوسپند. ( منتهی الارب ). هورب؛ پیه تنک بالای شکنبه وروده. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) قسمتی از چین صفاقی است که دو عضو داخل بطن را بیکدیگر مربوط میسازدپرده ای که اصل آن مزودرمی است و قسمتی از صفاق و رابط بین دو عضو داخل بطن است. توضیح این کلمه بغلط در کتب طبی و تشریحی معاصر به (( چادرینه ) ) تصحیف شده است.

جمله سازی با چادر پیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شوخی دگر از هر سر کویم که برآیم چادر بگشاید ز قیامت که جمال است

💡 هر چه بود از زر و خلخال به غارت بردند هر چه بد چادر معجر همه یغما کردند

💡 نشیبش ز الماس گسترده مفرش فرازش ز کافور پوشیده چادر

💡 زیبد اگر ز خجلت خوبان خاطرم بر سر کشد ز صبح کنون چادر آفتاب

💡 بیامد چو از چادر اورا گشود گمان کرد آن مه ندارد وجود

💡 برق را ابر نسازد ز نظرها پنهان شوخی حسن بتان از ته چادر پیداست