چادر فگندی

لغت نامه دهخدا

چادرفگندی. [ دَ / دُ ف ِ گ َ ] ( اِ مرکب ) قسمی از خیمه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

قسمی از خیمه.

جمله سازی با چادر فگندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه نامت به خاک اندر فگندی همه مهر خود از دلها بکندی

💡 اکنون چو امید من فگندی بر خاک خاکت به سر است، هر چه خواهی می‌کن

💡 فگندی چو از خار بن برگ و شاخ گذرگاه بر خلق کردی فراخ

💡 تو خود در آب فگندی متاع خود لیکن اگر زوال پذیرد کرا قصور دهد

💡 تن بی سرانشان فگندی به خاک ز یزدان نداری همی شرم و باک

💡 بنادانی نظر بر مه فگندی دلم چون سایهیی بر ره فگندی

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز