پیشگاه انتظار
فرهنگستان زبان و ادب
{holding apron} [حمل ونقل هوایی] محلی برای توقف هواپیما در پیشگاه، پیش از اجازۀ برخاست
ویکی واژه
محلی برای توقف هواپیما در پیشگاه، پیش از اجازۀ برخاست.
جمله سازی با پیشگاه انتظار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فزون زآن کنم کز جهاندار شاه شنیدم در آن نامور پیشگاه
💡 گه سگی را ره دهد در پیشگاه گه کند از گربهای مکشوف راه
💡 در پیشگاه خواجهٔ مشفق نوشتهاند کاین جا خطا بیار و به جایش عطا ببین
💡 تو خواهی که با دخت فغفور شاه کشی باده لعل در پیشگاه
💡 صائب به پیشگاه حقیقت قدم گذاشت مردانه طی کوچه تنگ مجاز کرد
💡 بیاراست دستور بر پیشگاه بر او مهربان گشت فرخنده شاه
💡 قلوب ما در پیشگاه انتظارِ آمدن بهار و شکوفایی گلها در باغها، با اشتیاق فراوان و امید به روزهای روشن و گرمتر، به تپش درآمده است.
💡 سالیان طولانی در پیشگاه انتظارِ تغییرات سیاسی و اجتماعی ماندیم تا بالاخره روزی فرا رسید که حق و عدالت در میان مردم برقرار و مستقر گردد.
💡 ایستادن در پیشگاه انتظارِ پاسخِ نامههای قدیمی، حس دلتنگی و نوستالژی عمیقی را در روح انسانهای تنها و تنها مانده در دنیای مدرن ایجاد میکند.