لغت نامه دهخدا
پیش رویه. [ ی َ / ی ِ] ( ق مرکب ) مقابل سپس رویه: قبیل؛ آنچه پیش رویه فرودآرد ریسنده از ریسمان، و دبیر، آنچه سپس رویه آرد وقت رشتن. ( منتهی الارب ).
پیش رویه. [ ی َ / ی ِ] ( ق مرکب ) مقابل سپس رویه: قبیل؛ آنچه پیش رویه فرودآرد ریسنده از ریسمان، و دبیر، آنچه سپس رویه آرد وقت رشتن. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون گل کمر دو رویه میبست زوبین در پای و شمع بر دست
💡 این نوع روسازی شامل یک لایه آسفالتی به عنوان رویه و لایه بتنی در زیر آن است (یا برعکس)