لغت نامه دهخدا
پیر کشته غوغا. [ رِ ک ُ ت َ / ت ِ ی ِ غ َ / غُو ] ( اِخ ) کنایه از عثمان بن عفان است. ( آنندراج ).
پیر کشته غوغا. [ رِ ک ُ ت َ / ت ِ ی ِ غ َ / غُو ] ( اِخ ) کنایه از عثمان بن عفان است. ( آنندراج ).
کنایه از عثمان بن عفان است
💡 باد پندار برون کن ز دماغ کت ازین باد شود کشته چراغ
💡 دلیران ما چون فرازند چنگ که شد کشته کاموس جنگی بجنگ
💡 زهر سو کشته چندانی بپیوست که راه جنگ بر لشکر فرو بست
💡 ابرو ترش مکن که شود کشته عالمی زین چاشنی که می نگرم در کمان تو
💡 که گر من شوم کشته بر دست اوی بایران نماند یکی جنگجوی
💡 تو چون کشته گشتی اسیرش کنند به بند ستم دستگیرش کنند