پیر مرزبان
مترادفها
مرزبان پیر، نگهبان پیر
لغت نامه دهخدا
پیر مرزبان. [ م َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان. واقع در 30هزارگزی جنوب قیدار سر راه عمومی زنجان - همدان. کوهستانی، سردسیر. دارای 499 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و بنشن و قلمستان. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی قالیچه و گلیم و جاجیم بافی راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
جمله سازی با پیر مرزبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تانگوی تخممرغ داغ سیزدهمین نمایشنامهٔ اکبر رادی است که سال ۱۳۹۳ خورشیدی به کارگردانی هادی مرزبان در تالار وحدت اجرا شد.
💡 که او شاد خفتست و روشنروان چو سیر آمد از مرز و از مرزبان
💡 نباشد به خود بر کسی مرزبان که گوید هر آنچ آیدش بر زبان
💡 اقدام گروه جیش العدل در اسارت مرزبانان ایرانی با محکومیت گسترده در داخل و خارج ایران مواجه شد.
💡 نهفته داشت زر و سیم و گوهر و کالا از آن زمانه کجا بوده مرزبان رستم