پیر بنیه

لغت نامه دهخدا

پیربنیه. [ ب ِ /ب ُ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) کسی را گویند که هنوز جوان باشد لیکن موی بدن او تمام سفید شده باشد. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

کسی را گویند که هنوز جوان باشد لیکن موی بدن او تمام سفید شده باشد

جمله سازی با پیر بنیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکل‌دهی درخت در اولین فصل رشد آغاز شده و بیشتر در خواب زمستانی انجام می‌شود. هرس سبک برای درختان جوان توصیه می‌شود زیرا سطح برگ بزرگتری برای حمایت از درخت در حال رشد باقی می‌گذارد. هدف حفظ بنیه و ترویج زود باردهی است.

💡 نسبت دادن بروز بیماری به برهم خوردن تعادل و تناسب خلط‌های چهارگانه یا سخنانی از این دست که ویروس دارای طبع سرد است. پس چایی نبات بخورید که طبع گرم دارد، بی‌پایه است و ابداً بنیه علمی ندارد.

💡 پس از این حوادث و برحسب ضرورت، شاه عباس اول برای تقویت بنیه نظامی کشور گام‌های اساسی برداشت، اما بعد از آن تا برآمدن نادر، این جریان کم رنگ یا متوقف شد. نادرشاه بازسازی نیروی نظامی کشور را وجهه همت خویش ساخت و توانست توپخانه قدرتمند و توانایی را برپا دارد.

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز