پیاده امدن

لغت نامه دهخدا

( پیاده آمدن ) پیاده آمدن. [ دَ / دِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل سواره آمدن. راه پیمودن بی مرکب. رجوع به پیاده و شواهد آن شود.

فرهنگ فارسی

( پیاده آمدن ) مقابل سواره آمدن راه پیمودن بی مرکب

جمله سازی با پیاده امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بر رخ من نهی به بازی رخ خویش از بوسه به یک پیاده خالت ببرم

💡 ز نخچیر و دام و دد و هرچه دید پیاده دوان اندر ایشان رسید

💡 همه بر ستوران سوار و پیاده همه بر لب جوی تسنیم، عطشان

💡 یکی خاکی که صرصر زو پیاده است یکی آبی که بر آتش سوار است

💡 زره دامنش را بزد بر کمر پیاده برآمد بران کوه سر

💡 همه سرکشانشان پیاده شدند به پیش گو اسفندیار آمدند

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز