لغت نامه دهخدا
پی کسی فرستادن. [ پ َ / پ ِ ی ِ ک َ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) طلبیدن او را. کس بدنبالش فرستادن.
پی کسی فرستادن. [ پ َ / پ ِ ی ِ ک َ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) طلبیدن او را. کس بدنبالش فرستادن.
طلبیدن او را کس بدنبالش فرستادن
💡 چند روز گذشت، على به يكى از غلامان خدمتگزارش خشمناك شد و او را از كار بركناركرد. غلام متوجه بود على بن يقطين هوادار امام كاظم است، ضمنا از فرستادن هديه ها نيزباخبر بود لذا پيش هارون رفت و از او سخن چينى كرد، گفت:
💡 ولى يعقوب با تمام اين احوال، راضى بفرستادن فرزندش بنيامين با آنها نبود، و ازطرفى اصرار آنها كه با منطق روشنى همراه بود، او را وادار مى كرد كه در برابر اينپيشنهاد تسليم شود، سرانجام راه چاره را در اين ديد كه نسبت به فرستادن فرزند،موافقت مشروط كند، لذا به آنها چنين گفت:
💡 اتوناشی یوزورو پسری که تازه مردهاست وارد برزخ شده و با دختری به نام یوری ناکامورا که گروهی به نام خط مقدم برزخ را مدیریت میکند آشنا میشود. یوری از وی دعوت میکند که به گروه به پیوندد و با تنشی (فرشته یا انجل) که قصد فرستادن آنها را به دنیای دیگر دارد مبارزه کند.
💡 برادران يوسف با دست پر و خوشحالى فراوان به كنعان باز گشتند، ولى در فكرآينده بودند كه اگر پدر با فرستادن برادر كوچك (بنيامين ) موافقت نكند، عزيز مصرآنها را نخواهد پذيرفت و سهميه اى به آنها نخواهد داد.
💡 توالی گریز در اصل در استاندارد اَسکی معرفی شد که در آن با فرستادن «نویسه رهایی» و سپس یک توالی مشخص از بایتها، فرمان خاصی به سختافزار داده میشد؛ این نوع استفاده در طول زمان گسترش یافت. توالی گریز ممکن است توسط برنامههای رایانهای یا بدست کاربر و از راه صفحهکلید وارد شوند.
💡 امام عليه السلام مى فرمايد كه پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى كه مى ديد جنگ داغتر و شديدتر گرديده با فرستادن عزيزان و بستگانش در صف مقدم جبهه، مردم وسربازان را تحريك و به رسالت شان آشنا و از سستى و تنبلى باز مى داشت.