لغت نامه دهخدا
پویان هزبر. [هَِ زَ ] ( اِ مرکب ) کنایه از اسب است. ( آنندراج ).
پویان هزبر. [هَِ زَ ] ( اِ مرکب ) کنایه از اسب است. ( آنندراج ).
کنایه از اسب است
💡 پس از مرگ امیرپرویز پویان، اصلان اصلانیان سرودهٔ «برادر بیقراره» را در ستایش و سوگ او خلق کرد.
💡 سگ و کبک بفزود بر گفت شاه شب و روز پویان به دزدی به راه
💡 بر هوا پویان تواند گشت پیش از نفخ صور کوه بر فتراک او گر دست سازد استوار
💡 و نشر پویان نیز کتاب را با ترجمه میترا فراهانی منتشر کرده است.
💡 امروز سه ماهست که پویان به سراغم گلشن به دماغ و به بغل حاصل کان را
💡 همی رفتند از هر سوی پویان همه کوه و بیابان راه جویان