لغت نامه دهخدا
پنجه پوشیده. [ پ َ ج َ / ج ِ ی ِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کیمیا و لیمیا و هیمیا و سیمیا و ریمیا. خمسه محتجبه.
پنجه پوشیده. [ پ َ ج َ / ج ِ ی ِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کیمیا و لیمیا و هیمیا و سیمیا و ریمیا. خمسه محتجبه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوی آن خون همیرسد به دماغ همچو مشک تتار پوشیده
💡 با تو پوشیده حالتیست مرا که درستش بیان نمیدانم
💡 هرچهار از یکدگر پوشیده اند روز و شب با یکدگر کوشیده اند
💡 چنین پاسخ آورد آن سرفراز که پوشیده نبود زتو هیچ راز
💡 راز دهان تنگ او صائب شود پوشیده تر هر چند خط افزون کند این نقطه را تفسیرها
💡 وگرنه خود را درین راه نیست کس از راز پوشیده آگاه نیست