لغت نامه دهخدا
پنبه زرگوتی. [ پَم ْ ب َ زَ ]( اِخ ) نام قریه ای از دهستان رودپی در فرح آباد مازندران. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 120 ).
پنبه زرگوتی. [ پَم ْ ب َ زَ ]( اِخ ) نام قریه ای از دهستان رودپی در فرح آباد مازندران. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 120 ).
نام قریه ای در فرح آباد مازندران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بسنجم پنبههای رشته را کار کرد مدت بگذشته را
💡 نهنگ از بیم آن گردید بیهوش صدف را گشت گوهر پنبه ی گوش
💡 در گوش گرفتم که دگر مهر نورزم عشق آمد و این پنبه ام از گوش برآورد
💡 تنش در دام، کافورنهانی شده چون پنبه، مویش در جوانی
💡 تو، به پنبه میبری سر، ای پدر من به تیغ این کار کردم مختصر