پلاطی سفال

لغت نامه دهخدا

پلاطی سفال. [ س ِ ] ( از فرانسوی، اِ ) جنسی از ماهیان اکانتوپتر. از خانواده تریگلیده، شامل قریب سی نوع در دریاهای گرم با سری کمابیش مسطح و تیغدار، این ماهیان تا نیمه بدن به شن فرومیروند و بیحرکت در کمین طعمه میمانند.

فرهنگ فارسی

جنسی از ماهیان اکانتوپتر

جمله سازی با پلاطی سفال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با دهان می نوشت نیست غنچه را نسبت چشمه حیاتست آن ساغر سفال است این

💡 ز بهر دردکشان آبگینه حاجت نیست یکی سفال شکسته بیار و در گردان

💡 سخن من نه ز جنس سخن مدعی است که بود بر سر کو سد سد ازین سنگ و سفال

💡 ز جسم خاکی من خون دل تراوش کرد بلی سفال دهد تا پر است نم بیرون

💡 آن درد که در میکده او به سفالی ست لطفی ست که کرده ست چو در جام زر آید

💡 بشکست خودپرستان سگ پیر میفروشم که سفال دردی او شکند سفال هستی

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز