لغت نامه دهخدا
پشته ازرک دون. [ پ ُ ت َ ی ِ اَ رَ ] ( اِخ ) نام قدیم پشته ای در بارفروش مازندران. ( مازندران و استرآباد رابینو ص 46 ).
پشته ازرک دون. [ پ ُ ت َ ی ِ اَ رَ ] ( اِخ ) نام قدیم پشته ای در بارفروش مازندران. ( مازندران و استرآباد رابینو ص 46 ).
نام قدیم پشته دربارفروش مازندران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیغت ز خون پیکر گردان در آنزمان از کشته پشته سازد و از پشته لالهزار
💡 بس که چشمان تو خون اهل عالم ریختند پشته پشته کشته در کوی تو بر هم ریختند
💡 گر نه به خون مردمان تشنه بود دو چشم تو غمزه کافرت چرا ساخت ز کشته پشتهای
💡 رخت از در همرنگان بردار و به یکسو نه وندر بر همدردان خر پشته و طارم زن
💡 گه شد به بیشهایکه زمین پیش او فلک گه شد به پشتهیی که فلک پبش او زمبن