لغت نامه دهخدا
پرپر زده. [ پ َ پ َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی از پرپرزدن، نفرینی که زنان کودکان را کنند. ورپریده.
پرپر زده. [ پ َ پ َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی از پرپرزدن، نفرینی که زنان کودکان را کنند. ورپریده.
= ورپریده
( اسم ) نفرینی که زنان کودکان را کنند ور پریده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ديدار قبر شوهر، ضربه شديد خود را بر قلب آمنه وارد كرد و روح پرپر شده او راهرچه بيشتر دچار هيجان ساخت و همين هيجان و اضطراب بود كه سرانجام او را مريض وبسترى كرد. خويشاوندان مصلحت چنين ديدند كه هر چه زودتر او را به مكّه برگردانند،ولى قدرت مرگ بر آنها پيروز شد و جان آمنه را هم در بين راه مدينه و مكّه گرفت.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به گلهای پرپر، او. سی، فرازا، کلبه تبدار ۳: بیمار صفر، غریبهها با آبنبات، سربازان ثروت، خونریزی و بندسلم اشاره کرد.
💡 هرچند یونایتد آرتیستس به عنوان یک کمپانی زنده ماند، ولی گریفیث همکاریاش با آنها کوتاه مدت بود. گریفیث در این زمان شکوفههای پرپر، یتیمهای طوفان، خیابان آرزو، یک شب مهیج و آمریکا را ساخت. از این اسامی تنها سه فیلم اول موفق ظاهر شدند.
💡 حسين به هزاران شمشيرى كه براى پرپر ساختن او آمده اند مى نگرد و با تاءسّف واندوه مى گويد:
💡 گلهای پرپر یا گلهای پژمرده (به انگلیسی: Broken Flowers) عنوان فیلمی است از جیم جارموش که در سال ۲۰۰۵ ساخته شد.
💡 زود پژمرده و پرپر مى شوند) اينها به خاطر آن است كه مى خواهيم آنها را با آنبيازمائيم، آنچه خدا به تو روزى داده است براى تو بهتر و پايدارتر است ).