لغت نامه دهخدا
پرست زدن. [ پ َ س َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سیر دور کردن و رفتار نمودن. ( از مصطلحات به نقل غیاث اللغه ). یعنی بسیار رفتن و امروز پَرسَه زدن گویند.
پرست زدن. [ پ َ س َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سیر دور کردن و رفتار نمودن. ( از مصطلحات به نقل غیاث اللغه ). یعنی بسیار رفتن و امروز پَرسَه زدن گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (در خانه و در كنار خاندانت باش و دور از غوغاى دنيا پرستان، تا آخرين لحظات،پرستش پروردگارت را پيشه ساز.)(102)
💡 گوشه اى از جنايات و كارهاى منافى عفت شيطان پرستان را كه از زبان دو دخترانگليسى نقل شده: بيان مى كنيم تا ماهيت آنها براى همگان روشن تر شود.
💡 ۱۳۶۴ سر پرست بررسی، شناسایی، نقشهبرداری، تعیین حریم وگلخانه زنی در دره شهر ایلام.
💡 در اين آيه شريفه روى سخن با مشركين بت پرست است، و اگر چه بسا ديگران يعنىاهل كتاب را نيز بر حسب وسعتى كه در معناى آن استشامل بشود، چون كلمه (ما) اين وسعت را به معناى آيه مى دهد، و اگر به خاطرنزول اين سوره در مكه و جزء اولين سوره هاى نازله از قرآن گفتيم كه روى سخن در آنمتوجه مشركين است، معنايش اين نيست كه شامل غير مشركين نمى شود.
💡 ناچار تصميم به جنگ با پيغمبر گرفت، جنگ احد و احزاب كه در سالهاى بعد از هجرتاتفاق افتاده است مظهرى گويا و زنده از دشمنى عميق ابوسفيان و ساير بت پرستان مكّهبا رسول خدا است، در تمام اين جنگها جبهه ابوسفيان با شكستى مفتضحانه عقب نشينىكرد.