پایشگر انتخابات
مترادفها
ناظر، مراقب، دیدهبان
فرهنگستان زبان و ادب
{election monitor} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] فرد یا سازمان بی طرف داخلی یا خارجی که مشاهدۀ فرایند انتخابات را بر عهده دارد و درصورت وقوع تخلف مداخله می کند
ویکی واژه
فرد یا سازمان بیطرف داخلی یا خارجی که مشاهدۀ فرایند انتخابات را بر عهده دارد و درصورت وقوع تخلف مداخله میکند.
جمله سازی با پایشگر انتخابات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و بعد، چنانكه مكرّراً از شركت در انتخابات سؤال شده، در جواب آنها آنچه اظهار شده است بيان مى شود:
💡 هر پایشگر انتخابات وظیفه دارد با دقت و بیطرفی کامل، تمامی مراحل رأیگیری و شمارش آرا را طبق استانداردهای بینالمللی و قوانین جاری کشور نظارت کند.
💡 سازمانهای نظارتی بینالمللی، تعدادی از پایشگر انتخابات را به کشورهای در حال گذار میفرستند تا شفافیت و عدالت در فرآیند برگزاری انتخابات را تضمین و گزارش کنند.
💡 گزارش نهایی هر پایشگر انتخابات میتواند تأثیر زیادی بر مشروعیت نتایج اعلام شده داشته باشد، بنابراین رعایت دقت و صداقت در مستندسازی وقایع بسیار ضروری است.