لغت نامه دهخدا
پای افشاری کردن. [ اَ ک َ دَ ]( مص مرکب ) پافشردن. پای افشردن. استقامت. پایداری.
پای افشاری کردن. [ اَ ک َ دَ ]( مص مرکب ) پافشردن. پای افشردن. استقامت. پایداری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انتظار دل، نام آلبومی است با صدای محمدرضا شجریان که با همکاری گروه اساتید، در آواز افشاری اجرا شد.
💡 در پی خیزش ۱۴۰۱ ایران و استوریهای پی در پی سجاد افشاریان و دیگر هنرمندان، صبح روز یکشنبه ۶ آذرماه ۱۴۰۱ سجاد افشاریان به همراه علی شادمان به دادسرای زندان اوین احضار و با قید وثیقه آزاد شدند.
💡 اهمیت یافتن شهر بابل را میتوان از زمان شاه عباس بزرگ دانست که نام شهر از «بارفروشده» به «بارفروش» دگرگون یافت و شاه عباس کاخ خود را در جزیرهٔ «بحرارم» بابل ساخت. از آن زمان این شهر اهمیت بازرگانی بیشتری یافت و در دورهٔ افشاریان و زندیان به مرکزیت مازندران رسید.
💡 پس از بررسی پرونده وحضور پنج متهم به دادگاه مربوط به پرداخت رشوه از سوی باشگاه مس رفسنجان به برخی مدیران فوتبال، سرانجام اعلام شد خداداد افشاریان بازداشت شده است.
💡 انتقال پایتخت در قرن یازدهم نیز رنگ فراموشی به آن نمیزند و تا پایان دوره افشاریان شاهد سازههای فراوانی در جای جای شهر هستیم که عمارت باشکوه ایوان نادری از آن جمله است.