لغت نامه دهخدا
پالان توکن. [ ک َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه خوی به ماکو میان مریملر و شوت در 87000 گزی خوی.
پالان توکن. [ ک َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه خوی به ماکو میان مریملر و شوت در 87000 گزی خوی.
نام محلی کنار راه خوی بماکو میان مریملر و شوت
💡 غصه جان است نادان را علی که اندر مثل «درد جاهل علم باشد رنج خر پالان دهد»
💡 ميان روزگار من كه بر پالان خشن شتر مى گذرد، و روزگار حيان، برادر جابر، فرقبسيار است.
💡 نمد مالی یکی از معروفترین صنایع این روستا میباشد. چندین کارگاه نمد مالی نیز در این روستا وجود دارد. از دیگر صنایع این روستا بافت جورابهای پشمی، چادر شب، جاجیم و پالاندوزی میباشد.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشته است میتوان به دیوانهوار، لبوفسکی بزرگ، کاپریکورن یک، پالانهای درخشان، رژه احمقان، پرواز به میامی، رژه احمقان، پستی و انفجار جرم است اشاره کرد.
💡 وانگهی شیوه ناعدلی او بین که چه سان اسب تازی شده مجروح به زیر پالان