لغت نامه دهخدا
ویل وئیل. [ وَ لُن ْ وَ ] ( ع اِ مرکب ) مبالغه ویل است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
ویل وئیل. [ وَ لُن ْ وَ ] ( ع اِ مرکب ) مبالغه ویل است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
مبالغه ویل است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه از فرمان او گردن کشد سکنه زو پر ویل و وا ویلاه باد
💡 اگر در آینه بینی ز شرم زشتی خویش بچاه ویل در افتی چو دیده بگشایی
💡 آن چاه ویل در طبقهٔ هفتمین که هست تابوت دشمنان علی در میان او
💡 بیوگرافی (مونوگرافی) توسط یورگ ام. هورمن: نقاش دریایی امپراتوری، ویلی استوور
💡 وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (۳۴) ویل آن روز دروغ زن گیران را.