لغت نامه دهخدا
ویدا شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کم شدن. کاستن:
امیرا جان شیرین برفشانم
اگر ویدا شود یکبارگی عمر.دقیقی ( از صحاح الفرس ).رجوع به ویدا شود.
ویدا شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کم شدن. کاستن:
امیرا جان شیرین برفشانم
اگر ویدا شود یکبارگی عمر.دقیقی ( از صحاح الفرس ).رجوع به ویدا شود.
(مصدر ) کم شدن کاستن: (( امیرا. جان شیرین بر فشانم اگر ویدا شود یک بارگی عمر. ) ) ( صحاح الفرس )
💡 از قضا در این کنسرت ویدا قهرمانی هنرپیشه سینما که به همراه همسرش مالک کافه کوچینی بودند نیز حضور داشت و به دلیل اجرای زیبایش او را به گروه بلک کتس که هر شب در کوچینی برنامه داشتند، معرفی میکند.
💡 گستردهترین اثر نوروید، ویدا میکوم، که بین سالهای ۱۸۵۸ و ۱۸۶۵ نوشته شد، برای اولین بار یک قرن پس از مرگ او منتشر شد. برخی از آثار نوروید توسط والتر ویپل و دانوتا بورچارد در ایالات متحده آمریکا و توسط یرژی پیترکیویچ و آدام چرنیاوسکی در بریتانیا به انگلیسی ترجمه شدهاست. تعدادی نیز به زبانهای دیگر ترجمه شدهاند، مانند بنگالی فرانسوی آلمانی ایتالیایی روسی اسلواکی و اوکراینی.
💡 ویدا ذکر همیشه آخر کاری وه کر که این چه کارو