لغت نامه دهخدا
ورازبندگ. [ ] ( اِخ ) نام عام امرای غرجستان. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
ورازبندگ. [ ] ( اِخ ) نام عام امرای غرجستان. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
نام عام امرای غرجستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلافاصله دستورات آقا را مو به مو اجراء كرديم و مريضه جهتتوسل عازم حرم امام رضاعليه السّلام گرديد و مدّت سه روز در آن حرم شريف به دعا وراز و نياز پرداخت. حالات بسيار روحانى و عجيبى به او دست داد، پس از برگشت ديگراحساس درد نكرد.
💡 اما با این حال، سرزمینها و قلمروهای گستردهٔ خاندانهای سورن، کارن و وراز نیز بایست بهعنوان دولتهای نیمهمستقل بخشی از حکومت ساسانی شده باشند.
💡 او ادامه میدهد خاندانهای کارن، سورن، وراز و اندیگان در دربار اردشیر یکم دارای جایگاه ویژهای بودند و این خاندانها از نمایندگان خاندانهای اشرافِ پارس جدا بودند.
💡 تپه قادلی ورازان مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان تاکستان، ۳ کیلومتری جاده افچه کند به قره واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۶۲۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 در آن جهان بود كه روحش با ابديّت پيوند مى گرفت، جسمش در كوه نور و غارحرايشبود ولى روحش سراسر هستى را زير پا مى گذاشت، با حقايق آفرينش روبرو مى شد وراز دَهر را عريان و برهنه در مقابل خود مى ديد.