واپس خریدن

مترادف‌ها

بازخرید کردن

متضادها

فروختن

لغت نامه دهخدا

واپس خریدن. [ پ َ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) خریدن فروخته خود را.

فرهنگ فارسی

خریدن فروخته خود را

جمله سازی با واپس خریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر به جان بتوان خریدن وصل آن محبوب را نیم جانی هرکه را باشد به بازار آورد

💡 شرکت بزرگ تصمیم گرفت در اولین فرصت ممکن، تمام سهام خود را از بازار آزاد واپس بخرد تا کنترل کامل مدیریت و سودآوری پروژه را در دست بگیرد.

💡 دولت برای کنترل نوسانات شدید نرخ ارز در بازار، اعلام کرد که موظف است بخشی از ذخایر ارزی خود را برای واپس خریدن دلار از بازار استفاده کند.

💡 در قراردادهای مالی پیچیده، بند مربوط به حق واپس خریدن دارایی‌ها توسط فروشنده اولیه، برای جلوگیری از ضررهای احتمالی در آینده بسیار حیاتی و ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران