لغت نامه دهخدا
واصب قندهاری. [ ص ِ ب ِ ق َ دِ ] ( اِخ ) این نام در تذکره «صبح گلشن » و «روز روشن » و «شمع انجمن »واهب آمده و اصح به نظر میرسد. رجوع به واهب شود.
واصب قندهاری. [ ص ِ ب ِ ق َ دِ ] ( اِخ ) این نام در تذکره «صبح گلشن » و «روز روشن » و «شمع انجمن »واهب آمده و اصح به نظر میرسد. رجوع به واهب شود.
این نام در تذکره ( صبح گلشن ) و ( روز روشن ) و ( شمع انجمن ) واهب آمده واصح بنظر میرسد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ادامه بحث در این باره با قندهاریان بینتیجه بود.
💡 با چنین تلقی از اوضاع، ما برای تشکیل جلسهٔ هیئت سیاسی حزب به منزل قندهاریان رفتیم. پس از صحبتهای مقدماتی اظهار داشتم: ما هر چه زودتر باید اعلامیه ای دربارهٔ کودتای ۲۸ امرداد منتشر کنیم و موضع قاطع خود را علیه آن اعلام داریم و پیشنهاد کردم اعلامیه را تنظیم و برای انتشار آماده سازیم. قندهاریان ضمن تأیید این مطلب اظهار داشت این کار انجام شده و اعلامیه ای تهیه شده که جهت بررسی و تصویب برای هیئت سیاسی ارسال شدهاست.