لغت نامه دهخدا
واثق الرسولی. [ ث ِ قُرْ رَ ] ( اِخ ) ( 711 هَ. ق.1311/ م. ) سلطان ملک الواثق ابراهیم بن یوسف بن یوسف المظفربن عمربن علی بن رسول از پادشاهان یمن بود وی نیکوسیرت و خردمند بود ودر ظفارالحبوضی واقع در یمن ( نزدیک صنعا ) درگذشت.
واثق الرسولی. [ ث ِ قُرْ رَ ] ( اِخ ) ( 711 هَ. ق.1311/ م. ) سلطان ملک الواثق ابراهیم بن یوسف بن یوسف المظفربن عمربن علی بن رسول از پادشاهان یمن بود وی نیکوسیرت و خردمند بود ودر ظفارالحبوضی واقع در یمن ( نزدیک صنعا ) درگذشت.
سطلان ملک الواثق ابراهیم بن یوسف بن یوسف المظفرین عمر بن علی بن رسول از پادشاهان یمن بود وی نیکو سیرت و خردمند بود و در ظفار الحبوضی واقع در یمن در گذشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امّیدِ واثق است که از لطفِ بیدریغ در دستِ غم رها نکند داورم چنین
💡 دلا ز رنجِ حسودان مرنج و واثق باش که بد به خاطرِ امیدوارِ ما نرسد
💡 سپس سكوت كرد، آنگاه فرمود:((مقدّرات و احكام الهى واقع خواهد شد، اى خيران ! واثق ازدنيا رفت و جعفر متوكّل به جاى او نشست و ابن زَيّات نيز كشته شد)).
💡 واثق مشو به عمر که در خواب غفلت است آن کس که چار بالش ارکانش متکاست
💡 سلیمان واثقی خواندن را با قرآنخوانی آغاز کرد و پس از شرکت در برنامههای موسیقی و تئاتر دانشگاه در دورهٔ دانشجویی به صحنهٔ موسیقی وارد شد.