لغت نامه دهخدا
هندوانه تلخ. [ هَِ دِ ن َ / ن ِ ی ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هندوانه ابوجهل. حنظل. رجوع به دو مدخل شود.
هندوانه تلخ. [ هَِ دِ ن َ / ن ِ ی ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هندوانه ابوجهل. حنظل. رجوع به دو مدخل شود.
هندوانه ابوجهل حنظل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نزدیکترین روستا های همجوار عبارت اند از:روستای شوریاب-روستای دستجرد-روستای شورورز و شورگشت میتوان نام برد.محصول کشاورزی روستای زروند گندم و جو و هندوانه میباشد که به صورت دیم محصولاتشان را کشت میکنند. و علاوه بر کار کشاورزی به پرورش دام نیز مشغول هستند
💡 مردم استان بوشهر نیز همچون دیگر ایرانیها، این آیین کهن را با رفتن به خانه بزرگترها میگذرانند. هندوانه در شب یلدا در بوشهر کاربرد زیادی دارد.
💡 در بین اقوام طبری بجای سفره یک «میزد» که معمولاً روی یک کرسی که پر است از هندوانه، انار، مرکبات و مغزها و آجیل چیده میشود.
💡 قسم اول از افعال را افعال اضطرارى انسان ميناميم، همانطور كه سردى هندوانه و گرمىزنجبيل فعل اضطرارى آنها است، و قسم دوم رافعل ارادى، مانند راه رفتن و سخن گفتن.