همزه ٔ مسمار

لغت نامه دهخدا

همزه مسمار. [ هََ زَ / زِ ی ِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) میخ کجواج، یعنی که راست نباشد، چه الف مسمار به معنی میخ راست است. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

میخ کجواج یعنی که راست نباشد چه الف مسمار بمعنی میخ راست است

جمله سازی با همزه ٔ مسمار

💡 یقین که بسته و محکم بود همی پیوست ببسته دست و دل خصم محکم از مسمار

💡 بر من ار بخت گشاده کند از عدل دری آن دراز هجر به مسمار مکن گو نکنم

💡 تا که‌ کالای وجود تو به بازار آمد آسمان بر در دکان عدم زد مسمار

💡 بدو گفتم این بندهای گران به زنجیر و مسمار آهنگران

💡 دوتا زان شد که از ره خار می‌کند چو خار از پای خود مسمار می‌کند

💡 مه گرین مرتبه می داشت سپهرش صد بار بر سم اسب تو می بست به مسمار حیل