برو عقب
به عقب برو، عقبنشینی کن؛ دستور برای حرکت به سمت پشت یا فاصله گرفتن.
مترادفها
عقب برگرد، بازگرد
متضادها
برو جلو
جمله سازی با برو عقب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پلیس از جمعیت که سعی داشتند به محل حادثه نزدیک شوند، خواست تا لطف کرده و کمی از خط قرمز تعیین شده برو عقب و فاصله بگیرند.
💡 وقتی کارگردان دید که بازیگران بیش از حد به دوربین نزدیک شدهاند، با صدای بلند فریاد زد که همگی کمی برو عقب تا کادر تصویر کامل شود.
💡 در جریان تمرینات رقص، مربی از دانشآموزان خواست که در هنگام اجرای حرکات چرخشی، کمی برو عقب تا با هم برخورد نکنند و فضا باز باشد.