هشت مرعی

لغت نامه دهخدا

هشت مرعی. [ هََ م َ عا ] ( اِخ ) به معنی هشت مأوی است که کنایه از هشت بهشت باشد. ( برهان ):
از خنجر زهرآب گون هفت اژدها را ریخت خون
همت ز نُه پرده برون، دل هشت مرعی داشته.خاقانی.

فرهنگ فارسی

بمعنی هشت ماوی و کنایه از هشت بهشت است

جمله سازی با هشت مرعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسپ سرکش را عرب شیطانش خواند نی ستوری را که در مرعی بماند

💡 تو گرچه وارث اوئی ازان بزرگتری که از جنابت مرعی که کم شود رنجی

💡 آنچه که مرعی بود به کشور امکان وانچه نهان است از تصور اعیان

💡 آتش زدند یکسره بر خیمهایشان مرعی نداشت هیچ کسی حُرمت حرم

💡 صلاح‌جویی من آن است که به انورافندی دستور صادر گردد که حمله به کربلا بنا به دستور باب‌عالی صورت نگرفته… دیگر اینکه تصریح گردد که احتیاط‌های لازم برای حفظ جان و مال ایرانیان مرعی شده‌است… رونوشت آن دستورها را برای من و سفیر روسیه ارسال دارید که نزد هم‌قطاران خود در تهران بفرستیم تا برآشفتگی طبیعی دربار شاه را تخفیف دهند.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز