لغت نامه دهخدا
هزار فرقه زدن. [ هََ / هَِ ف ِ ق َ / ق ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) به کنایت، به این در و آن در زدن. به هر کاری راضی بودن و تلاش کردن بسیار برای زندگی یا رسیدن به مقصود.
هزار فرقه زدن. [ هََ / هَِ ف ِ ق َ / ق ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) به کنایت، به این در و آن در زدن. به هر کاری راضی بودن و تلاش کردن بسیار برای زندگی یا رسیدن به مقصود.
بکنایت باین در و آن در زدن بهر کاری راضی بودن و تلاش کردن بسیار برای زندگی یا رسیدن بمقصود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عشق اگر هزار درد دگر است باد آن همه دردها و این درد مباد
💡 چند از بلای هجر جگر خون کند کسی؟ عشقست و صد هزار بلا، چون کند کسی؟