لغت نامه دهخدا
هاویه مثال. [ ی َ / ی ِ م ِ ] ( ص مرکب ) ماننددوزخ. || دوزخی. جهنمی. ( ناظم الاطباء ).
هاویه مثال. [ ی َ / ی ِ م ِ ] ( ص مرکب ) ماننددوزخ. || دوزخی. جهنمی. ( ناظم الاطباء ).
(صفت ) ۱- مانندهاویه همچون دوزخ. ۲- دوزخی جهنمی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همیشه از دل و از چشم من به رشک آید به قعر هاویه و حوض کوثر آتش و آب
💡 ای هوای رزمگاهت چون زمین هاویه وی زمین بزمگاهت چون هوای نوبهار
💡 از نهیب تیغ تو دریا شود چون هاویه با نفاذ تیر تو خارا شود چون پرنیان
💡 زمین معرکه از جسمشان گرانی یافت هوای هاویه از جانشان بخار گرفت
💡 خسروی پس از نگارش هاویه مدتها بود اثری از خود منتشر نکرده بود.
💡 اندر هوای هاویه مانند زَمهَریر از باد سرد دشمن تو بِفسُرَد شرر