لغت نامه دهخدا
نیک فطرت. [ ف ِ رَ ] ( ص مرکب ) نیک سرشت. نیک نهاد. نیک طینت.
نیک فطرت. [ ف ِ رَ ] ( ص مرکب ) نیک سرشت. نیک نهاد. نیک طینت.
نیک سرشت. نیک نهاد. نیک طینت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما فطرت بشر و عقل او به تمام اين پرسشها جواب مى دهد همانطور كه قرآن مىفرمايد: (وَلَئِنْ سَاءَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَالاْ رْضَ لَيقُولُنَّ اللّهُ...). (زمر / 38)
💡 گرانی کرد بر طبعم غرور ناز یکتایی خمی بر دوش فطرت بستم و خود را دوتا کردم
💡 گر همه رخصت بود مستان که ننگ همتست بارها این پند را در کار فطرت کرده ایم
💡 ز خمار فطرت نارسا به دو جام شعله فسون برآ زده شور مستیام این صدا بهدماغ نشئه رسیدهای
💡 حـــكـــمـت عـبـارت اسـت از عـلمـو عـمل حق و سرچشمه گرفته از فطرت، كه اسلام بداندعوتمى كند
💡 قرآن كريم، فطرت انسان را نشاءت گرفته از فطرت الهى معرفى مى كند و آنپديده اى غير قابل تغيير مى داند و بيشتر انسانها را ناآگاه به اين مطلب تلقى مى كند.