لغت نامه دهخدا
نیملاتوتیا. ( اِ ) زاج کبود. ( ناظم الاطباء ).
نیملاتوتیا. ( اِ ) زاج کبود. ( ناظم الاطباء ).
زاج کبود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون فلک گردد بجولان اسب تو از گرد او دیده ای را آهک است و دیده ای را توتیا
💡 غبار دیده ما برد و قدر خود بنمود نمی شویم ز عیسی به توتیا قانع
💡 به عزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم دویدم آن قدر کان خاک را چون توتیا کردم
💡 گرد صحن روضه ات بر فرق ملت تاج سر خاکپای مشهدت در چشم دولت توتیا
💡 روز هیجا در نبردت رستم و اسفندیار گَردِ نعل مرکبت کردند باری توتیا
💡 راست می گویند، باشد کور عاشق، زانکه نیست خاک پایش، چشم خسرو توتیا می خواندش