لغت نامه دهخدا
نیم مثقال. [ م ِ ] ( اِ مرکب ) دوازده نخود. ( یادداشت مؤلف ). وزنه ای معادل دوازده نخود که نصف یک مثقال باشد، در حدود 2/5 گرام.
نیم مثقال. [ م ِ ] ( اِ مرکب ) دوازده نخود. ( یادداشت مؤلف ). وزنه ای معادل دوازده نخود که نصف یک مثقال باشد، در حدود 2/5 گرام.
دوازده نخود. وزنه ای معادل دوازده نخود که نصف یک مثقال باشد در حدود ۲/۵ گرام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 - دو چلچراغ طلايى، يكى بزرگ تر به وزن 417مثقال و ديگرى متوسط با وزن 40 مثقال.
💡 زر غلام حلقه در گوش غلامان تو شد زان جهان نامش گهی دینار و گه مثقال کرد
💡 - سه دسديس (شكل دست ) از جنس طلا، كه يكى 29مثقال و دو عدد ديگر هر كدام 6 مثقال وزن دارند.
💡 کی فروشد او به جان بنده خاک پای خویش بهتر از هر دو جهان باشد چو یک مثقال او
💡 قل ادعوا الذين زعمتم من دون الله لا يملكون مثقال ذرة فى السموت و لا فى الا رض و مالهم فيهما من شرك و ما له منهم من ظهير(22)
💡 کآنکه بی عرض بود گردهمش صددشنام آنش خوشتر که ستانم من از و یک مثقال