نیم شکری

لغت نامه دهخدا

نیمشکری. [ ش َ / ش ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) نام حلوایی است. نمشکری. ( برهان قاطع ) ( جهانگیری ) ( ازرشیدی ). نیم شکنی. ( رشیدی ). نیم اشکنی. ( از برهان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نام حلوایی است: نیم اشکنی.

جمله سازی با نیم شکری

💡 روی تو را ماه فلک خواندمی گر لب هم چون شکری داشتی

💡 تمام چون کنم این را که خاطر از آتش همی‌گدازد در آب شکر چون شکری

💡 گرد لب تو گشتم کز وی شکری چینم در عمر نکردستم شیرین تر ازین کاری

💡 مانند تو در مجلس دینار دهی نیست برسان تو در میدان لشگر شکری نیست

💡 هر نبات و شکری را در جهان مهلتی پیداست از دور زمان

💡 اگر بدست ترش شکری تو از من نیز طمع کن ای ترش ار نه محال را مفزا