لغت نامه دهخدا
نیم ترنگ. [ ت َ رَ ] ( اِ مرکب ) رجوع به نیم ترک شود.
نیم ترنگ. [ ت َ رَ ] ( اِ مرکب ) رجوع به نیم ترک شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دل و پشت مبارز می بر آید صد تراک کز زه عالی کمان خسرو آید یک ترنگ
💡 تراک دل شنود خصم تو ز سینه خویش چو از کمان تو آید بگوش خصم ترنگ
💡 صدا بلند کند گر شکست خاطر بیدل ترنگ شیشه در اجزای کوهسار نشیند
💡 ز زخم تبرزین و از بس ترنگ همی موج خون خاست از دشت جنگ
💡 ترنگا ترنگی که زد ساز او به از زند زردشت و آواز او
💡 خون خوردم و زین باغ به رنگی نرسیدم بشکست دل اما به ترنگی نرسیدم