لغت نامه دهخدا
نیفه گاه. [ ف َ / ف ِ ] ( اِ مرکب ) آنجای از تن آدمی که نیفه بر آن افتد. محتجز. ( یادداشت مؤلف ). شقز.
نیفه گاه. [ ف َ / ف ِ ] ( اِ مرکب ) آنجای از تن آدمی که نیفه بر آن افتد. محتجز. ( یادداشت مؤلف ). شقز.
آنجائی از تن آدمی که نیفه بر آن افتد. محتجز. شقز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نرمی دل میطلبی نیفهوار؟! نافهصفت تن به درشتی سپار
💡 پی آهو از چشمه انگیخته چو بر نیفهها نافهها ریخته
💡 آهو و روباه در آن مرغزار نافه به گل داده و نیفه به خار
💡 ای بس کسا که از پی این زیردامنی نیفه فرو کشیده و برچیده دامنند