نگاه چران
مترادفها
چشمچرانی، خیره شدن
متضادها
بیتوجه، چشمپوشی
لغت نامه دهخدا
نگاه چران.[ ن ِ چ َ / چ ِ ] ( نف مرکب ) خیره چشم و هرزه نگاه. چشم چران. رجوع به چشم چران و نگه چران شود. || آنکه چشم ها را نیم باز گذاشته می رود. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
خیره چشم و هرزه نگاه. چشم چران. یا آنکه چشم ها را نیم باز گذاشته می رود.
جمله سازی با نگاه چران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خدنگ ناز بی پروا، نگاه عجز نامحرم که دیگر بر سر رحم آورد، آن نامسلمان را؟
💡 آن مرد با نگاهی چران و کنجکاو، تمام گوشه و کنار نمایشگاه را زیر نظر داشت تا شاید کالای ارزشمندی را برای خرید پیدا کند.
💡 در میان جمعیت انبوه، او با نگاهی چران به دنبال دوست قدیمی خود میگشت که قرار بود در همان نقطه از میدان با هم ملاقات کنند.
💡 کودک با نگاهی چران و هیجانزده به تمام اسباببازیهای موجود در ویترین مغازه خیره شده بود و نمیتوانست از تماشای آنها چشم بردارد.