لغت نامه دهخدا
نگاه چران.[ ن ِ چ َ / چ ِ ] ( نف مرکب ) خیره چشم و هرزه نگاه. چشم چران. رجوع به چشم چران و نگه چران شود. || آنکه چشم ها را نیم باز گذاشته می رود. ( ناظم الاطباء ).
نگاه چران.[ ن ِ چ َ / چ ِ ] ( نف مرکب ) خیره چشم و هرزه نگاه. چشم چران. رجوع به چشم چران و نگه چران شود. || آنکه چشم ها را نیم باز گذاشته می رود. ( ناظم الاطباء ).
خیره چشم و هرزه نگاه. چشم چران. یا آنکه چشم ها را نیم باز گذاشته می رود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدنگ ناز بی پروا، نگاه عجز نامحرم که دیگر بر سر رحم آورد، آن نامسلمان را؟