نگار سازی

لغت نامه دهخدا

نگارسازی. [ ن ِ] ( حامص مرکب ) عمل نگارساز. رجوع به نگارساز شود.

فرهنگ فارسی

عمل نگار ساز

جمله سازی با نگار سازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهار دست به دست از چمن هوا گیرد چو گل کند ز کف دستها نگار بسنت

💡 در هر آیینه‌ای نمی‌گنجد عکس روی نگار چتوان کرد؟

💡 که آن نگار کجا رفت و آفتاب کجا کدام بود رخ او و آفتاب کدام

💡 صد نگار از نیاز سر بپات می نهند صد هزار دلنواز جان برات می دهند

💡 در عروسیّ جمالت عقل را دست و پنجه در نگار زلف تست

💡 ز خون دیده همه دست من نگار گرفت مگر که دست بگیرد بدان نگار بگوی

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز