لغت نامه دهخدا
نوره کشیده. [ رَ / رِ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سترده موی. نوره مالیده. بی مو.
نوره کشیده. [ رَ / رِ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سترده موی. نوره مالیده. بی مو.
سترده موی. نوره مالیده. بی مو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر دیگران کشیده خدنگ جفای خویش این نکته ام ز یار بسی بر دل آمده است
💡 در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم در گوش تیغ حلقه جوهر کشیده ایم
💡 بیماریام کشیده به مرگ و ز رشک عشق اظهار درد خود به مسیحا نکردهام
💡 به چشم صبح که گنجور نقد خورشید است کشیده اند ز خاک در تو سرمهٔ نور
💡 فکندهاند همهمه کشیدهاند زمزمه به شاخ سروبن همه چه کبکها چه سارها
💡 جانسون توسط تیم برتون در فیلم اد وود (۱۹۹۴) به تصویر کشیده شد.