فرهنگ معین
(نُ بِ دُ دِ ) (عا. ) نوعی تب نوبه ای و لرز که کاملاً ظاهر نیست و به صورت مورمور با عوارض خفیف دیگر از قبیل زرد شدن چهره و لاغری و غیره بروز می کند.
(نُ بِ دُ دِ ) (عا. ) نوعی تب نوبه ای و لرز که کاملاً ظاهر نیست و به صورت مورمور با عوارض خفیف دیگر از قبیل زرد شدن چهره و لاغری و غیره بروز می کند.
( اسم ) نوعی تب نوبهیی و لرز که کاملا ظاهر نیست و بصورت مور مور با عوارض خفیف دیگر از قبیل زرد شدن چهره و لاغری و غیره بروز میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حال حاضر به محض اینکه بلوغ صنایع حاصل شود، اتوماسیون منجر به حذف مشاغل با سرعتی بیش از سرعت معرفی صنایع جدید میشود. اگر در چنین زمانی سیستم اقتصادی اصلاح نشود، این رویداد نه تنها باعث کاهش مشتریهای ثابت بلکه منجر به کاهش کل مشتریها خواهد شد که به نوبه خود باعث ایجاد فقر علیرغم وجود سطح ثابت خروجی میشود.
💡 و از سوى سوم به خاطر لزوم تساوى و برابرى جلو قتلهاى پى در پى را مى گيرد وبه سنتهاى جاهلى كه گاه يك قتل مايه چند قتل و آن نيز به نوبه خود مايه قتلهاىبيشترى مى شد پايان مى دهد، و از اين راه نيز مايه حيات جامعه است.
💡 امـام بـا ايـن گفتار خود عقل مرا بيدار كرد، و فهميدم كه خطا رفته ام، عرضه داشتم: اىمـولاى مـن، از خـدا برايم طلب مغفرت كن، فرمود: اى حسن روزها چه گناهى دارند كه شماهـر وقـت بـه كـيـفر اعمالتان مى رسيد آن ناراحتى را به گردن روز گذشته، آن روز راروزى شـوم مـى خـوانـيـد؟ عـرضـه داشتم: من به نوبه خود از اين گناه و خطا براى ابداسـتـغـفـار مـى كـنـم، و هـمـيـن تـوبـه مـن اسـت يـا بـنرسول اللّه.