نوبه اور

لغت نامه دهخدا

( نوبه آور ) نوبه آور. [ ن َ / نُو ب َ / ب ِ وَ ] ( نف مرکب ) تب خیز.تب آور. که تب لرز آرد. که باعث ابتلای به نوبه است.

فرهنگ فارسی

( نوبه آور ) تب خیز. تب آور. که تب لرز آرد. که باعث ابتلای به نوبه است.

جمله سازی با نوبه اور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه‌مشکین‌خط وشیرین‌لب‌و سیمین ‌عارض نوبه و هند عجب با خزر آمیخته‌اند

💡 ببر در فرهنگ کشورهای هند و چین نقش بسیار پررنگی دارد. ببر به نوبه خود در فرهنگ و تاریخ ایران نقش داشته‌است. در ادبیات هم همیشه از ببر به عنوان نماد شجاعت و نیرومندی یاد می‌شود.

💡 عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است نام نکو در ره نو موجب ننگ است

💡 با صیت کلک خویش برو گو سه نوبه زن! کاسباب کوس و کار علم شد منظمش

💡 شب به سرم نوبه تاخت، روز تب آمد هر چه در این روزگار روز و شب آمد

💡 مبین به سردی طبعم‌ که در تن از نوبه هزار نوبتم امسال زمهریر آمد

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز