نهر عنبر

لغت نامه دهخدا

نهر عنبر. [ ن َ رِ عَم ْ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش موسیان شهرستان دشت میشان. در 14 هزارگزی جنوب شرقی موسیان، بر کنار راه فکه به موسیان، در دشت گرمسیری واقعاست و 300 تن سکنه دارد. آبش از قریه عین ربیع، محصولش غلات و کنجد و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و بافندگی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از بخش موسیان شهرستان دشت میشان در ۱۴ هزار گزی جنوب شرقی موسیان بر کنار راه فکه به موسیان در دشت گرمسیری واقع است ٠

جمله سازی با نهر عنبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امسال شکوفه را بیارآید باد سحر از نسیم عنبر بو

💡 نهادی خار غم آنلحظه گلرا که چون لاله ز عنبر خط کشیدی

💡 دل بعشق نیکوان در عنبرین زنجیر کش بند کن در چاه سیمین تا نیندیشد گناه

💡 هوا نشاند ببرگ شکوفه در، یاقوت صبا فشاند بشاخ بنفشه بر، عنبر

💡 گفتمش: کاین عنبرین افسر تو را بر فرق چیست؟ گفت: خاک پای شه بخشیده این افسر مرا

💡 گرچه از خامی سیه گردیده یکسر نامه ام می کند در بحر رحمت کار عنبر نامه ام

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز