نهر ابوعظم
لغت نامه دهخدا
نهر ابوعظم. [ ن َ رِ اَ ع َ ظُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قصبه نصار بخش قصبه معمره شهرستان آبادان. در 3 هزارگزی شمال غربی نهرقصر و 23 هزارگزی جنوب شرقی راه خسروآباد به آبادان، در دشت گرمسیری واقع است و 300 تن سکنه دارد. آبش از اروندرود، محصولش خرما و حنا و انگور و شغل اهالی زراعت و ماهیگیری و گلاب گیری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان قصبه نصار بخش قصب. معمره شهرستان آبادان ٠ در ۳ هزار گزی جنوب شرقی راه خسرو آباد به آبادان در دشت گرمسیری واقع است ٠ آبش از اروند رود محصولش خرما و حنا و انگور شغل اهالی زراعت و ماهیگیری و گلاب گیری است ٠
جمله سازی با نهر ابوعظم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنگاه بر بالاى آن نهر يا غدير برآيد و اعتماد بر يكى از وكلاى حضرت نمايد يا عثمانسـعيد العمروى يا ولد او محمّد بن عثمان يا حسين بن روح يا على بن محمّد السمرى و يكىاز آن جماعت را ندا نمايد و بگويد:
💡 همی اسب تازد رود سوی شهر چو مرغی بپردهم از جوی و نهر
💡 1010-بـرخـى گـفـتـه انـد كـه نـهـرى مـابـيـن اردن و فـلسـطـيـن بـود وقول ديگر آن است كه نهر مزبور نهر فلسطين بود.
💡 کنار نهر، لب تشنه، شد جدا افسوس دو دست از تن عباس میرصف شکنش
💡 سپس فرمود: (آن نهرى كه عيسى (ع ) در كنار آن، از مريم متولد شد، كدام نهر بود؟)
💡 يـا بـه زمـيـن فـرمـان دهـد تـكـانـى بخورد (و اين چشمه و نهر جوشان در اعماق آن فروبـرود، آنـچـنـان كـه هـرگز قدرت جستجوى آنرا نداشته باشى ) (او يصبح ماؤ ها غورافلن تستطيع له طلبا).