لغت نامه دهخدا
نهار بازار. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) گاه نهار. گاه خرید و فروش نان و خوردنی های دیگر به ظهر. گاه شلوغی نانوائی و امثال آن. ( یادداشت مؤلف ). دقایق نزدیک ظهر که مردم برای خرید به بازار هجوم آرند.
نهار بازار. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) گاه نهار. گاه خرید و فروش نان و خوردنی های دیگر به ظهر. گاه شلوغی نانوائی و امثال آن. ( یادداشت مؤلف ). دقایق نزدیک ظهر که مردم برای خرید به بازار هجوم آرند.
گاه نهار ٠ گاه خرید و فروش نان و خوردنی های دیگر به ظهر ٠ گاه شلوغی نانوائی و امثال آن ٠ دقایق نزدیک ظهر که مردم برای خرید به بازار هجوم آرند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش تو بادیست سرد آه دل اوحدی با همه کز آه اوست گرمی بازار من
💡 یاران تو همچون تو بیایند ولیکن نزدیک من امروز تو داری همه بازار
💡 چون کم نشود سنگت چون بد نشود رنگت بازار مرا دیده بازار دگر رفتی
💡 برید عقل ترا کی برد به ملک صفا که دل هنوز به بازار صورتست ترا
💡 یوسفِ مصریِ ما بر سر بازار آمد ای عزیزانِ وفاپیشه خریدار کجاست
💡 بکشیدند بر سوائیشان در بازار تا رسیدند بمسند گه شرع انور