نقره داغ کردن

لغت نامه دهخدا

نقره داغ کردن. [ ن ُ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درتداول عامه، جریمه نقدی گرفتن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - جریمه پولی کردن کسی را. ۲ - باج گرفتن سر کیسه کردن.

جمله سازی با نقره داغ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من به دشت اندر و دشت آغش سیمین مهتاب نقره، گردی به زمین کرده ز گردون پرتاب

💡 وی در مسابقات کشوری و بین‌المللی در مجموع برندهٔ ۵ مدال طلا، ۱ مدال نقره، ۲ مدال برنز شده‌است.

💡 وی در مسابقات کشوری و بین‌المللی در مجموع برندهٔ ۲ مدال طلا، ۶ مدال نقره، ۱ مدال برنز شده‌است.

💡 وی در مسابقات کشوری و بین‌المللی در مجموع برندهٔ ۵ مدال طلا، ۲ مدال نقره، ۱ مدال برنز شده‌است.

💡 به دستت گوهری لرزان فلک جرم نجوم آگین مرکب نقره در الماس و معجون آب در آذر

💡 چو ز دل به جانب دل ره خفیه است و کامل ز خزینه‌های دل‌ها زر و نقره برگزیدم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران