نفاق زار

لغت نامه دهخدا

نفاق زار. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) جای پر از نفاق و دورنگی و ریا:
نفاق زار جهان قابل توطن نیست
خوشا کسی که غریب آمد و غریب رود.میریحیی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جای پر از نفاق و دو رنگی و ریا

جمله سازی با نفاق زار

💡 11- سكوت در برابر ياوه گويى هاى كفّار، نوعى نفاق است. (ان الله جامع المنافقين )

💡 جدا کنند چو گل از تو پوست را به نفاق به هم شدند چو پیراهن و قبا مربوط

💡 چرخم به این بلای بزرگ امتحان نمود دیگر به من نفاق قضا و قدر نماند

💡 در حديث ديگرى آمده كه: دسته جمعى و با صداى بلند، صلوات بفرستيد، تا نفاق ازميان شما ريشه كن شود.(420)

💡 سینه بود پر از حسد و دل پر از نفاق رحم ای طبیب عشق که رنجور علتیم

💡 خداوند! ما را به وسيله قرآن از انگيزه هاى منافقانه و گرايش به نفاق، مصونبدار.