نعل ریختن
مترادفها
نعل زدن
لغت نامه دهخدا
نعل ریختن. [ ن َ ت َ ] ( مص مرکب ) سخت دویدن. نعل افکندن. نعل انداختن:
زید را اکنون نیابی کو گریخت
جست از صف نعال و نعل ریخت.مولوی. || واماندن به علت دویدن و تاختن. خسته و مانده شدن و بجای منظور نرسیدن:
حاجتش نبود به سوی کُه گریخت
کز پی اش کره ٔفلک صد نعل ریخت.مولوی.
فرهنگ معین
(نَ. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) کنایه از: تند و باشتاب دویدن.
فرهنگ فارسی
سخت دویدن. نعل افکندن. نعل انداختن. یا وا ماندن. بعلت دویدن و تاختن. خسته و مانده شدن و بجای منظور نرسیدن.
ویکی واژه
کنایه از: تند و باشتاب دویدن.
جمله سازی با نعل ریختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آبروی شمع را بیهوده نتوان ریختن صد شب یلداست در هر گوشه ی زندان ما