لغت نامه دهخدا
( نصیحت آموزی ) نصیحت آموزی. [ ن َ ح َ ] ( حامص مرکب )عمل نصیحت آموز. رجوع به نصیحت آموز شود:
فصل دیگر نصیحت آموزی
پادشه را به فتح و فیروزی.نظامی.
( نصیحت آموزی ) نصیحت آموزی. [ ن َ ح َ ] ( حامص مرکب )عمل نصیحت آموز. رجوع به نصیحت آموز شود:
فصل دیگر نصیحت آموزی
پادشه را به فتح و فیروزی.نظامی.
( نصیحت آموزی ) عمل نصیحت آموز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۰ ژانویه ۲۰۰۶، پس از شام شبات، ایلان برخلاف نصیحتهای مادرش تصمیم میگیرد بیرون برود و خوشگذارنی کند. اما آن زن فرزندش را دوباره نخواهد دید.
💡 چون شرابِ تلخ، صائب نیست بیکیفیتی حرفِ تلخی کز نصیحت میچشانم خلق را
💡 را مینویسد که برخلاف کتابهای قبلیش در مورد زندگی است و دقیقاً به نصیحت پروفسور عمل میکند و آن را بسیار طبیعی و زیبا مینویسد. سرانجام
💡 بدنامیی باشد که عاشق می کشی بشنو نصیحت از من ای جانان من
💡 گو نصیحت مکن از روی تو ای زاهد شهر ناصح آن نیست که او را به شماری گیرم
💡 امکان دیده بستنم از روی دوست نیست اولیتر آن که گوش نصیحت بیاکنم