لغت نامه دهخدا
( نشست آباد ) نشست آباد. [ ن ِ ش َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش دلیجان شهرستان محلات. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
( نشست آباد ) نشست آباد. [ ن ِ ش َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش دلیجان شهرستان محلات. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
( نشست آباد ) ده کوچکی است از بخش دلیجان شهرستان محلات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علیست(ع) آنکه به طوفان نشست در کشتی معاشران را از بیم غرق داد آرام
💡 به چاره چنین از کف ما بجست نماید که بر تخت ایران نشست
💡 سخن چند گفتم به چندین نشست ز گفتار باد است ما را به دست
💡 زباغ خلد بدامت نشست آشفته که چین حلقه زلف تواش وطن باشد
💡 گر تو چو شمعم کشی، از تو نخواهم نشست ور تو به تیغم زنی، از تو نخاوهم برید